پسرم چار تعارض شدم کاش بزرگ بودی و می توانستم از همفکریت استفاده کنم چرا که هدف تو و رضایت توست..............در ابتدا فکر می کردم باید خانه ای چدا برای تو بنا کنم و جدا برایت بنویسم ............یکسال گذشته الان فکر می کنم که دلیلی نیست برای این جدایی همخانگی با خواهرت شاید برایت کتابی را رقم بزند از زندگی مادرت در سالهای قبل از بودنت شاید این تبادلات جذابتر باشد تا نوشتن رشد ماهانه ات بدون دانستن روزانه و شناخت مادرت...............هدف از نوشتنم اگر چه ثبت خاطرات است ولی فکر می کنم روزی میتواند هدیه ای گرانبها باشد برای فرزندانم از گذشته شان از ک ودکی شان............تا نتوانم تصمیم بگیرم انگار نمی توانم بنویسم!