0 شهریور من بیست و نه  ساله شدم ! این آخرین باری بود که دهگان زندگی من عدد دو را تجربه کرده .دهه سوم زندگی ام اغاز شد......سالهای گذشته  رفت پی روزهای رفته ی دیگر که تنها ارگانی در بدن من به نام مغز می تواند گاهی اوقات برایم مرورش کند .

انگار خاصیت روز تولد جدای از تبریک و هدیه، مرور گذشته و خود را بازبینی کردن است  .این کار به تمام خوشی های این روز می ارزد برای من............روزهای که وقتی فکرش را می کنی هر سال باخودت می گویی چقدر سریع گذشت انگار همین دیروز بود که مدرسه می رفتم دانشگاه می رفتم....ازدواج کردم......بچه دار شدم چقدر پر فراز ونشیب بود راهم....... و البته چقدر سال خوبی داشتم با همه سختی هایش......... وقتی می نشینم و این دهسال را نگاه می کنم خاطراتم مثل رشته کوه است بعضی قله شده اند و توی چشم می زنند و بعضی دیگر زیر غبار ............روزها و سال هایی که تند و تند گذشت و اسمش شد جوانی من ،جوانی .....................

 آرزوهایی که بود و محقق نشد یا محقق شد و  بعد فهمیدم چقدر دم دستی و کم ارزش بوده است. در این دهسال خودم را به هر دری زدم ولی انگار بیشترش دلم می خواست بیاموزم و بخوانم.......ده سال پر اتفاق بود ده سال سرنوشت ساز ؛ تجربه هایی متفاوت و بی نظیر که خودم یافتمشان......................انگار باری از روی دوشک برداشته اند...........

 

  اما هنوز در یک قدمی سی سالگی دلم می خواهد دو دستی بچسبم به کودکی و خوشحالم که هنوز یک شعر خوب یک فیلم زیبا یک جمله از کتابی و آوای موسیقی و حتی یک عطر آشنا یه تنهایی 5 دقیقه ای می تواند مرا از شوق لبریز کند......... اما خودمانیم جوانی هم بهاری است برای خودش............

به این ترتیب یک سال دیگر از زندگی مادرت گذشت !......همین!

 

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net