هر چند کودک شما هنوز خیلی کوچک است، اما احتمالا شکم شما به زودی به قدری بزرگ خواهد شد که همه خواهند فهمید شما باردار هستید! در واقع اکنون کودک شما از فرق سر تا انتهای بدن، حدود 7.5 سانتی متر یعنی به اندازه یک میگوی بزرگ! طول دارد و حدود 30 گرم است. صرف نظر از اندازه اندامها نسبت به یکدیگر، بدن کودک شما در داخل رحم، کاملا شکل گرفته است. در مقایسه با چند هفته پبش، اندازه اندامهای کودک شما متناسب تر شده و اندازه سر او در حدود یک سوم کل بدن است. انگشتان کوچک او (که هر کدام یک اثرانگشت منحصر به فرد دارند) در سر جای خودشان هستند. کلیه ها و مجاری ادراری او در حال فعالیت هستند و او ادرار خود را به داخل مایع آمنیوتیک (که قبلا آن را می بلعید) می ریزد. با آغاز سه ماهه دوم حاملگی، بخش حساس و بحرانی رشد کودک شما پایان یافته است و احتمال وقوع سقط جنین بسیار کاهش می یابد.

 

هفته سیزده هم گذشت...........صدای ضربان قلبت را هر چند ضعیف با یکی دو ضربه شنیدم..........همین شنیدنش قوت قلبم شد برای بودنت و مقاومتمان!

امدم بنویسم هفته خوبی نبود......به فکر رفتم که ایا واقعا هفته خوبی نبود؟..........بعد به خودم گفتم در این خوب نبودن ها درسهایی هست که شاید در خوشی و خوب بودن های به ظاهر نباشد..........خوب نبودن هایم این روزها به خاطر دردش بود.......حس پروانه ای را دارم که هر از گاهی گوشه پیله را پاره می کند..........این بار در تمرین جسارتم تنها ماندم........انقدر که تصویر انسان خوب در ذهنم با سکوت اجین شده که وقتی شروع می کنم به دفاع از خودم و عقیده ام , چشمهای همه متعجب میشود بعد شروع می کنند به نصیحت ......تو کوچکتری نه تو بزرگتری.......کسی از حرف نزدن ضرر نکرده........بزرگی کن..........اره بزرگی کنم و مثل همه این سالها که سکوت ماسک صورتم بود؟ .........بعد می بینند نصیحت فایده ندارد تنش شروع می شود..........حالا فکر کردی که چی.........خیلی می فهمی...........و کلی حرف دیگه که در این جور موارد من معمولا نمی شنوم هم همه ای در گوشم می شود............می دونی عزیزم نمی دانند که من در مقابل همه این مقاومتها که دارم تمرین می کنم چقدر اذیت می شوم چقدر اذیت می شوم تا مقاومتم را نشکنم.......که دوباره پیرو نشوم که دوباره مطیع نشوم.........نمی دانند من برای پرورش عزیزانم به این مقاومت نیاز دارم..........این هفته برایم تجربه بود هر چند که یک سستی هر لحظه ای همراهم بود ولی حالا که خوب نگاه می کنم شاید تجربه خوبی هم بود شاید سری بعد وقتی که نیاز شد پیله ام را پاره کنم یک هفته درد نداشته باشد!