گل پسرم امیدوارم وقتی نوشته ام را می خوانی بالندگی ات در حدی باشد که نه تنها نوشته هایم را بخوانی بلکه احساسم را نگرانی ام را بغضم را هم درک کنی.........اولین چیزی که بعد از مشخص شدن جنسیت در ذهنم نقش بست نامت بود.........تقریبا چیزی که من از فکر کردن به ان هم هراس داشتم هراسی که برایم اتفاق هم افتاد...........خانواده ام به شدت دوست داشتند که اسمت را احمد بگذارم که یاد اور خاطره پدرم باشی..........به یاد پدر بغض می کردم ولی در خودم توان این را نمی دیدم که اسمت را احمد بگذارم..........خیلی ها از دستم گله مند شدند با یاد پدر زیاد حرف زدم ولی بلاخره تصمیمم را گرفتم ناراحتیشان را به جان خریدم..........پدرت نامت را مسعود انتخاب کرد معنی اسم مسعود برایم خوشایند بود ولی دنبال اسمی بودم زیباترا ز این نام............اسمهای زیاد به ذهنم رسید بیشترین اسمی که دوست داشتم کیان بود که هنوز هم از یاداوری حسی که بعد از انتخابش پیدا کردم لذت می برم........فرزان را هم دوست داشتم معنی اش مقاوم و استوار است ولی باز کیان رابیشتر دوست داشتم..............نیما را هم انتخاب کردم بیشتر به خاطر اینکه با اسم خواهرت شباهت بیشتری داشت...........اما پدرت بیشتر از همه اسم امیر را دوست داشت............دو دلی های پدرت به من به عنوان همسرش گرما می داد نگرانی اش برای انتخاب اسم را دوست داشتم هر چند که انتخاب سختی بود ............اتفاقاتی که در دوران بارداری ام افتاد و نگرانی های زیادی که پدرت برای شنیدن خبر سلامتی ات داشت انتخاب اسم را برایش سخت تر کرده بود البته پدربزرگ و مادربزرگها هم بی تاثیر نبودند..........حس شکرگذاری اش را می فهمیدم, اینکه اگر حرفهایی که دکتر در مورد بیماری زده بود اتفاق می افتاد همه و البته خودم به هر دری می زدم و  هر ائمه ای را واسطه بهبودی قرار می دادیم که تو را سالم در اغوشم بگذارد مگر نه اینکه در دوران باردای اینچنین بود...........چرا حالا که فرزندی سالم در اغوشم هست ان روزها را فراموش کردم..........زیاد نگرانم از اینکه شاید اینده ای که من از ان خبر ندارم تو راراضی نکند از این نام.............پدرت روز اخری که قرار بود شناسنامه ات را بگیریم تصمیمش را گرفته بود همه اسمهای انتخابی من را دوست داشت دو دل هم بود زیاد ولی در نهایت نامت را امیر حسین گذاشتیم..........اتفاقات و بازخوردهای بعد از انتخاب اسمت برایم مهم نیست ولی با توجه به اینکه به انتخاب همسرم احترام گذاشتم ولی همان روز و روز بعدش از یاداوری اسمی که برایت گذاشتیم بغض کردم نگرانم............امیدوارم که در اینده اسمت را دوست داشته باشی............اینها را با جزئیات برایت نوشتم که بدانی که چقدر برایم مهم بود ,حساست نام را هم می دانم........هزار اما و اگر کاش به ذهنم می رسد که البته هیچکدام فایده ای هم ندارد ولی خوب این بود شرایطی که باعث شد نامت امیر گذاشته شود..............!!!