بیست روز گذشت .............بیست روز از همخانگی مان می گذرد .........چقدر خوب و چقدر زود خودت را در بینمان جا کردی انگار خیلی وقت است که می شناسیمت...........زمانی که خواهرت نیست عشق بازی من  و تو اغاز می شود .....فقط بویت می کنم حست می کنم لمست می کنم.......نفسهایت ارامم می کند..........بودنت انرژی دهنده است و انگیزه بخش........گاهی از این همه انرژی در درون خودم تعجب می کنم............بودنت امید است برایم برای حرکت به سمت آینده........شیر خوردنت و صدای قورت دادن شیر برایم به زندگی می ماند........شبها فقط دلم می خواهد تو شیر بخوری و نگاهت کنم برق نگاهت را در شب زیاد دوست دارم............پسرم بی نهایت دوستت دارم همینطور ارام و پرفدرت در کنارم بمان که من به آرامش و قدرت این روزها زیاد نیاز دارم.