19 ماهگی

این روزها با وجودی که تماما سعی می کنم که برایت باشم آن هم همیشه...........ولی چیزی گوشه ذهنم همیشه اذیتم می کرد و می کنه چیزی که باعث می شه وقتی به یادش می افتم در خلوت اشک بریزم , اینکه تو آسیب می بینی .......مسئله ای که از آن گریزی نیست...اینقدر این موضوع اذیتم می کرد که مدام با خودم می گفتم هر کار کنم تو بلاخره اسیب می بینی................................استقلال اگر چه مساله مورد قبولی است در تربیت فرزندان. ... ولی از نظر من هر استقلال طبیعی غصه ای به همراه داره.... اخی پسرم چقدر زود یاد گرفت کفش بپوشه.، چقدر زود یاد گرفت عذا بخوره، چقدر زود یاد گرفت بخوابه به تنهایی و هر مسئله طبیعی دیگه. .....حتی گریه طبیعی بچه ها..برایم درد داشت و داره.

دوست تیزبینم همراهی کرد با ذهن درگیرم که خلاص کنم خودم رو از فکر کردن به این موضوع که هیچ سودی در درگیر شدنش نیست...

واقعیت این است که من آسیب را در ذهنم  قطع ی کردم و البته به پیشواز ش هم رفتم. واقعیت این است که زندگی بدون آسیب برای هیچ کس و البته هیچ بچه ای وجود ندارد... هم اینکه سعی می کنیم این آسیب ها را کم کنیم کافی است و اینکه در نهایت سعی و تلاشهایت گریزی نیست از بعثی از اتفاقات....از قرار باید خود را رها کنم از فکر کردن... انگار دارد انرژی ام را می گیرد برای بهتر عمل کردن....

پسرکم!عزیزترینم تمام سعی ام را می کنم که بهترین شرایط را برایت مهیا کنم....و البته دعا کنم که برایمان بهترین ها رقم بخورد.......

/ 5 نظر / 24 بازدید
سعیده

براوووووووووووووووووووووووووووووووووو.

سعیده

به سوی ماه برو! حتی اگر خطا رفته باشی، در میان ستاره هایی ... این کامنت رو تو وبلاگ دینا برات گذاشتم. اما اشتباهی گذاشتم. جای اصلیش اینجا بوده.. برای امیر...... که حتی من هم این روزا بهش فکر میکنم.............. دوست من در مورد امیر حتی اگر خطا هم کنی باز هم درمیان ستاره هایی... شک نکن............... به مادری ات... به فضای امن خانه ات....... به فرزند پروری ات.............

سعیده

این اولین کامنت من توی این وب هست... از این به بعد مشتاقانه به وبلاگ امیر سر می زنم.....

سعیده

خسته ، خسته از راه کوره های تردید می آیم. چون آینه یی از تو لبریزم. هیچ چیز مرا تسکین نمی دهد نه ساقه بازوهایت نه چشمه های تنت بی تو خاموشم. تو طلوع میکنی.... من گرمایت را از دور می چشم و شهر من بیدار میشود... از احمد شاملو تقدیم به تو.... گرمای وجود امیر گوارای وجودت....

shirin

madari ke shoma bashed motmaenam hamesheh behtarenha ro anjam medeh lotfan kami az rahkarhaton beged baraye mostaghel shodan bache ha to ghaza khordan